خواب و رویای قاصدک/جاده ی پاییزی

شرمنده بچه ها این دو مطلب رو الان نوشتم دلم نیومد تو وبلاگ نزارم ببخشید که باز فضای وبلاگ رو بد می کنم

 

خواب و رویای قاصدک

در خواب رویایی بودم، در گلزاری پایان ناپذیر، ناگهان دو قاصدک را دیدم که با هم می چرخیدند و میرفتند و لای گل ها گشت می زدند، بغض گلویم را فشار داد ناگهان به خود با اشک خشک گفتم که چرا من از قاصدک خود دورم؟ چرا من در کنار قاصدک خود نیستم؟ دو بال از آسمان آمد و مرا گواهی داد که از تو پرواز کردن را گرفتند پس حسرت پرواز در میان گل ها را به دور بریز بعد از بیداری از خواب جهل و خواب گذرا دو بالت را پس میگیری، من با تعجب گفتم من که بال نخواستم من که پرواز نخواستم من قاصدکم را می خواهم بعد دو بال کمی نیشخند زد و گفت: تو اگر می دانستی قاصدک چیست دیگر این سخن مضحک را نمی پرسیدی بعد سخنی گفت که مرا سوزاند، گفت: تو دیگر قاصدک نداری قاصدک تو پر کشید و رفت چون تو دو بال نداری نتوانستی با او بپری پس من میان گل ها با اندوه غم نشستم و احساس غربت کردم، دو بال در حال پر کشیدن گفت من از تو میگویم به قاصدکت اما بدان تو تا موقعی که در این گلزار هستی بی قاصدک می مانی چون دیگر قاصدکی نمانده برایت چون به تو یک قاصدک داده شد اما پر کشید بعد دو بال برفت و ما را تنها گذاشت و من ساعتی بر میان گل ها نشسته بودم و اشک میریختم که گل ها فریاد زدند تو باید از این گلزار بروی و همه گلها برای اشک هایت نا راضی بودند و به این دلیل باید به دریای اشک آتش بپیوندی و قاصدکت را هیچ وقت دیگر نمیبینی چون دیگر به تو دو بالت را نمیدهند (روزبه نجف پور)

 

جاده ی پاییزی

 

جاده ی پاییزی تنها جاییست که رهگذران خسته دل از آن می گذرند و میان قدم هایشان برگهای زرد خوش نقش خش خش می کند و له می شوند شما صدایش را زیبا می شمارید اما من دلم از اندوه پر می شود چون من از آن جاده گذشته ام این برگ ها از دور صدایش زیباست اما در جاده باشی و برگ ها از درد له شدن و شکستن فریاد می کشند و ناله می کنند که آن برای رهگذر صدای قلب خود است که پا بر قلب خود که به اصطلاح برگ ها هستند می گذارد و قلبش از درد ناله بر سر می نهد(روزبه نجف پور)

 

********************************************

   ابرهاى پتياره جز اشك ريختن  خورشيد را مخفى مى كنند  

 

 

ای برگ هستی بر طوفان سواره مشو. بر رود روانه شو که به دریا رسی تا مرغان تو را بر دهان گیرند

بیوگرافی جک نیکلسون

دو تا مطلب قدیمی هست ولی واسه کسایی که نشنیدن

 

تهوع آورترین و جواد ترین نوع صحبت ایرانی ها در سال 87 به خبر گزاری وبلاگ دارک جوکر به این قرار است: 

-  | خوشگل = خوجل | خوبی = خوفی | جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم | عشق منی = عجق منی | قربونت برم = قلبونت بلم | چطوری؟ = تطولی؟ | چی کار می کنی = چیکال می کنی | سلام = شلام | دختر= دخمل | پسر = پسمل | عزیزم = عجیجم | جون = جونزززززز | دوست = دوکس | چی کارمیکنی=چیکال منی

من خودم کلی از این حرفا می زدم  باید حرف راست رو گفت چه به ضررت باشه چه به نفعت

حالا بعدی:

چرا پسرا از دخترای خوشگل بیشتر دخترای عاقل خوششون میاد؟

از دخترا پرسیدند : چون پسرا چشمشون بیشتر از عقلشون کا می کنه

از پسرا پرسیدند : چون دخترای خوشگل کمیابه اما دخترای عاقل اصولا نایابه

 

حالا بریم سر کار خودمون حالا بیوگرافی جک نیکلسون رو گذاشتم که بعد هر عکس از یه منبع جدیده

 

 

ادامه نوشته

حسرت

 

حسرت

 

از من رميده يي و من ساده دل هنوز

بي مهري و جفاي تو باور نمي كنم

دل را چنان به مهر تو بستم كه بعد از اين

ديگر هواي دلبر ديگر نمي كنم

رفتي و با تو رفت مرا شادي و اميد

ديگر چگونه عشق ترا آرزو كنم

ديگر چگونه مستي يك بوسه ترا

دراين سكوت تلخ و سيه جستجو كنم

ياد آر آن زن ‚ آن زن ديوانه را كه خفت

يك شب بروي سينه تو مست عشق و ناز

لرزيد بر لبان عطش كرده اش هوس

خنديد در نگاه گريزنده اش نياز

لبهاي تشنه اش به لبت داغ بوسه زد

افسانه هاي شوق ترا گفت با نگاه

پيچيد همچو شاخه پيچك به پيكرت

آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه

هر قصه ايي كه ز عشق خواندي

به گوش او در دل سپرد و هيچ ز خاطره نبرده است

دردا دگر چه مانده از آن شب ‚ شب شگفت

آن شاخه خشك گشته و آن باغ مرده است

با آنكه رفته يي

و مرا برده يي ز ياد

مي خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت

اي مرد اي فريب مجسم بيا كه باز

بر سينه پر آتش خود مي فشارمت

 

فروغ فروخزاد>>دفتر اسیر>>حسرت

 

دوست دارم به زبان های مخطلف

 
 
 
 
دوست داشتن زیبا تر از هر کلامیست. قابل گفتار نیست. اما برای اثباتش باید گفت و اوجش نامیدن به انواع حالت هاست که تمامی ندارد چنین گفتن
 
به زبان ایتالیایی : Ti Amo
 
به زبان یونانی : S'ayapo philo Su
 
به زبان روسی : Ya vas liubli
 
به زبان پرتقالی : Amo - te
 
به زبان فارسی : Dooset Daram
 
به زبان آلمانی : Ich liebe dich
 
به زبان اسپانیایی : Te quiero
 
به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig
 
به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho
 
به زبان فرانسه : Je t'aime
 
به زبان ارمنی : Jiroum em kez
 
به زبان انگلیسی : I Love You
 
به زبان ترکی : Seni seviyo rum
 
به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig
 
به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata
 
به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn
 
به زبان برزیلی : Eu te arno
 
به زبان هلندی : Ik hou van jou
 
به زبان عربی : Ohebbak
-------------------------------------------------------------

01) English : I Love You

02) Persian : To ra doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram

12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18) Syrian/lebanese : Bhebbek

19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20) Swedish : Jag a"Iskar dig

21) Africans : Ek het jou li

نثر های کوتاه قدیمی

بچه ها امروز می خوام چند تا از مطلب های قدیمی رو بذارم

نثر های کوتاهم رو گذاشتم برید ببینید

یه جورایی میشه گفت بیشتر نثرای کوتاهم هست

تو ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

بیوگرافی نیکلاس کیج

سلام

بچه ها این دفعه دست گذاشتم روی نیکلاس کیج

منبع اول از همشون بهتره فکر کنم همون اولی کارتون رو راه بندازه  ولی کسی که علاقه داره میره بقیه رو هم می خونه

۴ تا منبع هست که بینشون خط کشیدم

برید تو ادامه مطلب بخونید

 

 

ادامه نوشته

غرور و تکبر / رهگذر / قصه ی عاشق و معشوق

به سفارش یکی از دوستان سه تا  از شعرای قدیمی رو میزارم 

قدیمی هام یه ذره خامه ولی نقدش پای شماها 

تو ادامه مطلب هست برید بخونید 

فقط کتکم نزنید که گناه دارم ها    

ادامه نوشته

خاک خوردن

 

تو ما را به دانه های خاک فروختی                                     قلب مرا شکستی و از یاد بردی

یادم آید روز های دل دادگی ها                                        آن روزها در کلام بود جان دادگی ها

سپردن جان خود به یار نبود                                             شمردن یارها برایت آسان نبود

عطر زنبق وحشی از دیارت می نشیند                             بر روی گل صداقت ما می نشیند

فروغ و غروب را بر طلوعم انداختی                                    آخر پرده ی پنهان را بر انداختی

که بود خبر از همیشه گی ها می داد                               حال با یک نصیم برفت با باد

خورشید اگر بر لبخند من خشک نشد                               زیرا خام تو خاک سرشت شد

می دانی خاک خوردن از بودنش به                                  کمان سیاوش از از خنجر رستم به

خوراک تو من شب پوش بود                                            سرشت تو از گرگ هم بد تر بود

(روزبه نجف پور)

بیوگرافی ژان رنو

سلام به دوستای گلم

واقعا شرمنده که دیروز نبودم . شارژمون تموم شده بود

و در مورد بیوگرافی ژان رنو که گذاشتم شرمنده که دیر شد آخه این بیوگرافیها زیاد شده باید به ترتیب کسایی که می خوان بذارم  و دفعه ی بعد بیوگرافی آلپاچینو که خواستید می زارم

ولی شاید برای اینکه وبلاگ یکنواخت نشه یه چیزی بین این بیوگرافی ها بزارم

در کل به جز آلپاچینو  دو سه تایی باز مونده فکر میکنم که گلزار و شاکر دوست و یه چند تا دیگه

ولی نمیزارم  وبلاگ فقط بشه بیوگرافی چیزای دیگه هم بین بیوگرافی ها می زارم

حالا هر کی دوست داره بره راجع به ژان رنو بخونه که این دفعه منبع ها یه ذره کمتره

این دفعه ۴ تا منبع هست و اگه ایرادی دیدید تو cm بگید

مثل همیشه بیوگرافی  تو ادامه مطلب هستش

ادامه نوشته

طعم خالی لحظه ها

(طعم خالی لحظه ها)

 

خلأ  لحظه ها را حس نموده ای؟

جای نبودن خالی کسی را؟

تا به حال آرمیده ای بر لحظه ها ؟ا

خیره بر عقربه های شکسته

تیک ها روی قلبمان سوهان می کشد

این ثانیه ها هستند که فرار میکنند

چپ چپ نگاه کردن به ساعت دگر بس است

آنقدر به ساعت نگریستم که وابسته ام شده

تاپ تاپ قلبش سمی است برای شنونده

تا کی فشردگی افکار در تیک ها خلاصه شوند؟

این پیکان ها هستند

که معنای اعداد را به زمان تبدیل میکنند

اما ما چه کرده ایم با زمان؟

دوری کسی ملکه ی افکار و

 سواره بر زمان شد

برق ساعت مرا یاد برق قلبم می اندازد

اما قلب خاکستر شده ترمیم نمیابد

چه روزگار سختی ست

بر تک تک روز ها غبار نشسته است

غبار بر لحظه های بارانی

 

(روزبه نجف پور)

بیوگرافی حسین پناهی

سلام به همه ی  دوستان

امروز می خوام باز بیوگرافی بزارم 

بیوگرافی (حسین پناهی )

باز مثل دفعه قبل شد باز نخونده مطلب ها رو دارم میذارممثل د فعه ی قبل . بعد هر عکس یه منبع جدیده 

یادش بخیر این آدم یه شاعر بازیگر و روشن فکر  و فیلسوف بود

برید دیگه بخونید  امید وارم خوشتون بیاد و حال کنید

ادامه نوشته

بیوگرافی لئو ناردو دیکاپریو

 با سلام دوباره به گلای من

امروز میخوام بیوگرافی بزارم

این لئو هم عشق منه

شماها که نمیگید از کی بیوگرافی بزارم

مجبورم از کسایی که خودم دوسشون دارم بزارم

هر کی از هر کی که میخواد بگه من بیوگرافیش رو جور میکنم

یه چیزی من خودم وقت نکردم این بیوگرافیها رو بخونم و همرو درست کنم و مچشون کنم

معذرت می خوام از تک تکتون اما به نظر من یه مطلب راجبه کسی بخونی کمه

واسه همین منبع های زیادی پیدا کردم و بعضی هاشون رو گذاشتم که زیادی طولانی و خسته کننده نشه

بعد هر عکس یه منبع جدیده . شاید بعضی چیزاش تکراری باشه اما خیلی چیزاشم عوض شده یا اضافه شده

یادتون نره اگه از کسی بیوگرافی می خواید بگید تو نظر ها من میذارم اینجا

برید نو ادامه مطلب بخونید

امیدوارم همیشه خوش و سربلند باشید

فعلا بدرود گلای من خدا حافظ

 

ادامه نوشته

صاعقه ی آسمان

(صاعقه ی آسمان)

 

وقتی جای پای بودن را خالی کردی

ویران گر آسمان من شدی

طعم زندگی از لحظه ها خالی شد

پیچک به دور صندلی انتظارم پیچید

یک باره صاعقه بر پنجره  زد

بر پنجره ی شبنم نشسته ام زد

شکست این پنجره ی طراوت ها را

وقتی با من دست دوستی دادی

سردی دستت را حس نمودم

اما فکر میکردم از خستگی روزگار است

اما دست سردت نشانه ی دیگری داشت

وقتی دستت کاملا منجمد شد

دستم از ذوق ذوق کردن بر نداشت

بی احساسیت در انجمادش پرده بر انداخت

این گرگ شب پوش مگر چه کم داشت؟

که اینگونه بر آمدی برش؟

چرا باید در هر روز تقویمم

باید یک رفتن ورق خورد؟

چرا برگ پاییز به زمستان نمی کشد؟

تا طراوتش بر آفتاب زمستان بدرخشد

چرا وقتی برگ از درخت می افتد

بادها نمیگذارند که به زمین رسد؟

بادها آن را می دزدند

چرا من از شالیزار ها دور بوده ام

اشک هایم دگر توان آمدن ندارند

توان نشستن بر گونه را ندارند

دگر اشک خشک میریزم

قطره قطره ی بدنم اشک شد

دگر توان زیستن نیست

دگر امید های واهی برایم بی ارزشند

عقربه ها هم توان دلداری را ندارند

خدا حافظ پنجره ها

جایی را از بحر خود گرفتم

که پنجره ای ندارد

حبس این کلبه شده ام

گاهی در تاریکی می نشینم

گاهی شمعی منور می کنم

و گاهی هم نگاه به نور نشسته بر سقف می دوزم

تصمیم به ترک این کلبه  شدم

خدا حافظ کلبه ی تنهایی

حال بر بیرون از هر کلبه و پنجره ای

مشغول کِشت خورشید خواهم شد

 

(روزبه نجف پور)

رسم زندگی عاشقانه

عاشقانه زیستن در روزگار وحشی ثبات قدم های ما را حتی در بتون ها و دست انداز های خوف بر انگیز سهل می سازد

قوه ی ترمیم به زخم های زندگی می دهد

 اما بدان باید رسمش را از(عین) عاشقانه تا (ه)  دو چشم آخرش و از (ز) اول زیستن تا (ن) آخرش و رابطه آنها با هم را دانست

 قلبت هم باید کهنه و پاره پاره باشد و وصله دوز . اگر برقش چشم ها را بزند و بخیه نخورده باشد کاملا می توان گفت که اگر  آجر پخته نشود بر ستون  خانه ای هموار شود خانه با یک نم شبنم هم ویران می شود و مانند گِل ذوب می گردد

 

(روزبه نجف پور)

بیوگرافی خیام

خیام

غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبرتألیف کرد.
خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.
در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.
بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.
دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد.
خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.
استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند.
تاریخ نگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست.
اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.

رباعیات خیام 1

دوباره یه آپ توپ واسه دوستای گلم

این دفه دست گذاشتم رو عشق خودم

اگه گفتی کی؟

حکیم عمر خودم همون خیام نیشابوری

نمیدونم چرا نسل اندر نسل ما عاشق شعرای خیام بودن

اینم از رباعیات خیامه بخون که از اون اول تا تهش به نظر من خسته کننده نیست

کلامی از زبان حکیم عمر مگه میشه حسته کننده باشه

برو بخون دیگه. نشستی به نقد و وراجی من گوش میدی؟

برو دیگه بخون

 

هر چند که رنگ و روی زيباست مرا

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم  نشد   که  در  طربخانه   خاک

نقاش   ازل   بهر   چه  آراست   مرا

 

 

چون عهده نمی شود  کسی  فردا را

حـالی خوش دار  اين دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای  ماه  که  ما

بـسيار  بـــگردد  و  نــيـابد  ما  را

 

 

چون در گذرم به باده شویید مرا

تلقين ز شراب  ناب  گویید  مرا

خواهید به روز حشر یابید  مرا

از خاک  در میکده  جوييد  مرا

 

 

چندان بخورم شراب کاین بوی شراب

آید  ز تراب  چون  روم   زیر  تراب

گر بر سر خـاک  من  رسد  مخموری

از بوی شراب من شود مست و خراب

 

 

بر  لوح   نشان   بودنی ها  بوده   است

پیوسته قلم ز نيک  و بد  فرسوده   است

در  روز ازل  هر  آن  چه  بايست  بداد

غم  خوردن  و  کوشيدن  ما بيهوده است

 

 

ای  چرخ  فلک خرابی از کینه  تست

بیدادگری     پیشه      ديرينه    تست

وی   خاک  اگر  سينه    تو   بشکافند

بس  گوهر  قیمتی  که در سینه  تست

 

 

چون  چرخ  بکام   يک   خردمند   نگشت

خواهی تو  فلک  هفت شمُر خواهی هشت

چون  بايد    مرد  و   آرزوها  همه  هِشت

چو مور خورد به گور و چه گرگ به دشت

 

 

اجزای   پياله ای   که   در  هم پيوست

بشکستن    آن   روا   نمی دارد   مست

چندين  سر  و ساق  نازنين و کف دست

از مهر که پيوست و  به کين که شکست

 

 

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت

بی مونس  و بی رفيق  و بی همدم و جفت

زنهار  به  کس  مگو  تو   اين  راز  نهفت

هر  لاله   که   پژمرد    نخواهد    بشکفت

 

 

 

می خوردن و شاد بودن آيين منست

فارغ بودن ز کفر و دين؛ دین منست

گفتم به عروس دهر کابين تو چیست

گفتــا دل خـرم  تـو کابين  مـن  است

 

 

مهـتاب  بــه  نـور  دامـن  شـب  بـشکافت

می نوش دمی خوش تر از اين نتوان یافت

خوش  بــاش و  بـينديش  که مـهتاب  بسی

اندر  سر  گور یک  به  یک خـواهد  تافت

 

 

از منزل کفر تا به  دين  يک نفس است

وز عالم شک تا به یقین  یک نفس است

ایـن یـک نفس عـزیز را  خـوش  مـیدار

کز حاصل عمر ما همین یک نفس است

 

 

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است

هر ذره  ز خاک  کیقبادی و جمی است

احوال جهان و اصل این عمر که هست

خوابی  و خیالی  و فریبی  و دمی است

 

 

اين   کهنه  رباط  را  که  عالم نام است

آرامگه   ابلق   صبح   و    شام   است

بزمی است که وامانده صد جمشید است

گوريست  که  خوابگاه  صد بهرام است

Portable AP Guitar Tuner

بچه ها امروز برنامه تیونر رو میزارم

این برنامه ی کم یابیه

البته فکر نکنم بین شماها کسی اهل ساز و موسیقی باشه

به هر حال من میزارم که هر کسی که می خواد ساز کوک کنه ما رو هم دعا کنه

و تو متنی که جور کردم میگه ۳۰ هزار تومان قیمت این دستگاه هست اما من واقعیت رو میگم که بیشتر از ۱۰ هزار تومان نیست

در ضمن من این برنامه رو تست نکردم مشکل داشت بگید من مشکل رو رفع کنم

 

 

تغییر کند ، تکرار هر کدام از این صداها به گوش شنونده جلوه خوشایندتری از صداهای عادی و یا تصادفی بوجود آمده در محیط ایجاد مینماید .
نسبت تغییر فرکانس ( بسامد ) از تن پایه به ترتیب در هفت مرحله به دو برابر افزایش میابد که هر مرحله را " نت " و هر افزایش به دو برابر را یک " اکتاو " نامیدند.
میزان تغییر فرکانس در هر مرحله به دقت ( و از طریق تجربی ) تعریف گردیده است . و برای فاصله فرکانسی هر نت به ترتیب زیر میباشد :

نسبت do به re معادل 8/9 - do به me معادل 4/5 - do به fa معادل 3/4 - do به sol معادل 2/3
do به la معادل 3/5 - do به si معادل 8/15 میباشد.

بعدها مطالعات دقیق فیزیولوژیک نشان داد نسبتهای اولیه درست بوده و تنها با نسبتهای فوق میتوان صداهای خوشایند را بوجود آورد.در اینجا تنها نکته باقی مانده پاسخ به این سوال است که فرکانس مبنا چگونه انتخاب گردید ؟ در حقیقت در طول زمان بسیار (و همانند نسبتهای فوق ) آن نیز به صورت تجربی انتخاب گردیده بود و البته بعدها آن نیز به صورت فیزیکی تعریف گردید.
در حال حاظر نتهای موسیقی در سیستم غربی به دقت و مطابق جدول زیر تعریف گردیده است که دقیقا از همان نسبتهای اولیه تبعیت مینماید :

نباید فراموش کنیم برای هر کدام از این دستگاهها در بازار تهران باید حداقل مبلغی بین 20 تا 30 هزار تومان بپردازیم
راه حل دیگر استفاده از نرم افزارهای راهنما میباشد که در بسیاری از موارد از دستگاهای اشاره شده بهتر و دقیقتر عمل مینمایند .

این نرم افزار با حجم کم و بدون نیاز به نصب تنها به کمک یک میکروفون حساس میتواند به صورت بسیار دقیقی گیتار و یا سایر سازها را کوک نماید .تنها کافی است آنرا اجرا کنیم و میکروفون را در مجاورت ساز مورد نظر قرار دهیم .
در این نرم افزار علاوه بر امکان مقایسه نت مورد نظر با 440 هرتز مبنا ( در محدوده 430 تا 450 هرتز ) میتوانیم نتهای دیگر را نیز به صورت جداگانه تنظیم کنیم و نیز امکان تنظیمات دقیقتر برای دستگاه موسیقی مورد نظر فراهم آمده است.
برای اجرای نرم افزار تنها کافی است فایل Portable AP Guitar Tuner.exe را اجرا نماییم .

حجم فایل : 2.90 مگابایت

منبع تک دانلود

www.takdownload.ir : پسورد

لینک مستقیم: دانلود

لینک غیر مستقیم: دانلود

مروارید ماه

     (مروارید ماه)

 

حس مرا می دانی چیست؟

حس نگاه کردن  ماه

 از درون یه تنگ شیشه ای ماهی

مثل یک مروارید

 که در تنگ بازی میکند

 اما مرواریدی ماه گونه  که می نگرمش

 تنگ به سمت آسمان است

  و درونش ماه را مینگرم

که در این باب

نه می توانم بگویم

 که مرواریدی زیبا دارم

یا ماه را در تنگ خود دارم

در این صورت

فقط مینگرم

تا بتوانم حداقل

 لذت دیدنش را ببرم

لذت دیدن بهترین مروارید

زیبا ترین مروارید

و بزرگ ترین مروارید

که فقط در شب

 بر تنگ من می نشیند

شب ها بیدار می مانم

تا سپیده دم

چشم به او می دوزم

گویی عاشق این مروارید شده ام

 مرواید ماه در تنک بلورم

 

(روزبه نجف پور)

Natura 3.0

سلام  دوباره به دوستای عزیزم

امروز می خوام یه چیز احال براتون بزارم

یه توضیحی هم در مورد برنامه می زارم

چیز خوبیه من که ازش خوشم اومد

خواهش می کنم بخونید بعد استفاده کنید

Natura 3.0 :اسم برنامه

در صورت سابقه هر نوع بیماری قلبی و یا ریوی - در صورت سابقه هر نوع بیماری و یا اختلال روانی - در صورت سابقه بیماری صرع ( غش ) Epilepsy - در صورت فشار خون بیش از حد طبیعی - و اشخاص زیر 18 سال
پیش از استفاده از نرم افزار باید با پزشک مشورت شود .

در مورد ایجاد انواع صداهای طبیعی نظیر انواع صدای باد ، طوفان ، رعد ، امواج دریا ، باران ، رودخانه ، انواع پرندگان ، و نیز صداهای مصنوعی چون تکه های موسیقی ، زنگ و … صحبت چندانی نمیکنیم چرا که با واسط کاربری UserInterface بسیار عالی نرم افزار در زمان بسیار کوتاهی امکان فراگیری کار با آنها وجود خواهد داشت.
ولی در مورد مولد امواج مغزی توضیح مواردی چند از نحوه کابرد دقیق آن میباشد ضروری میباشد .
در نرم افزار ، همانند نرم افزارهای مشابه ، و جهت کاربرانی که دارای اطلاعات کافی از نحوه کاربرد امواج مغزی نمیباشند ، 38 برنامه آماده موجود است . این برنامه ها از ترکیب صداهای طبیعی به علاوه امواج مغزی تدوین یافته که هر شخص بنا به نیاز خود میتواند یکی از آنها را انتخاب نماید .
مسیر دسترسی به برنامه های فوق کلیک بر روی PRESETS در بالاترین قسمت صفحه اصلی میباشد .
همچنین امکان ذخیره 100 برنامه از ساخته های خود کاربر موجود میباشد .
مهمترین قسمت نرم افزار Brainwave Synchronizer میباشد که امکان دسترسی مستقیم به امواج مغزی را میسر میسازد .
امواج Alpha ، Beta ، Delta و Theta با فرکانسهای مختلف و در چند دسته بندی قابل دسترسی هستند .
به طور کلی امواج بتا در فرکانسهای از 15 هرتز به بالا مربوط به هوشیاری عادی و امواج آلفا از 9 تا 14 هرتز مربوط به خواب و Relaxation سبک میباشند .
مطالعات طولانی در مورد پاره ای از ویژگیهای غیر عادی روانی نظیر ( Telepathy و یا انتقال فکر ، Telekinesis و یا حرکت اشیا بدون واسطه مادی ، Out of Body و یا پرواز روح ، یا کلیه ادراک فوق حسی Extra Sensory Perception ) ، نشان میدهد در اکثریت قریب به اتفاق موارد غیر ژنتیکی وقوع دو حالت حالت تهییج شدید و یا خلسه عمیق ، پیش شرط اصلی شروع فرآیند ذکر شده میباشد .
به عنوان مثال از حالت تهییج شدید میتوان از رقصهای بومیان بعضی از جزایر اقیانوس آرام ( جهت راه رفتن بر روی ذغال گداخته ) و یا برخی از صوفیان مشرق زمین ( در حرکات موزون موسوم به سما ) یاد کرد .
مطالعات همچنین نشان میدهد هر دو حالت تهییج و خلسه با افزایش دی اکسید کربن در خون و ریتمها تتا در مغز همراه هستند.
در برخی آزمایشات صورت گرفته اینطور عنوان گردیده صورت عکس قضیه نیز ( وجود امواج تتا و فعالیت جسمی منجر به افزایش دی اکسید کربن در خون ) در شروع فعالیتهای نامبرده موثر میباشد .
از قابلیت پخش مستقیم امواج Theta در نرم افزار Natura در بعضی از انجمنهای فعالیت روحی جهت مرحله میانه Out OF Body و مرحله مقدماتی تمرینات Telekinesis استفاده میگردد.

نصب نرم افزار بسیار ساده میباشد فقط کافی است از پوشه Setup فایل natura3.exe را اجرا کرده و با استفاده از یکی از سریالهای فایل Serial.txt موجود در پوشه Crack نرم افزار را فعال نمایید.

حجم  ۴۸.۶ مگا بایت : دانلود

منبع: تک دانلود

www.takdownload.ir : پسورد

رهایی برای آزادی

 

(رهایی برای آزادی)

 

یادت می آید ؟

در چمن زار های با طراوت

غلت میزدیم

به طرف بادها میتاختیم

یادت می آید ؟

وقتی در اتاقت بودی

اکثراً کنارت بودم

نوازشت می کردم

یادت می آید ؟

وقتی لباست را بر تنت می کردم

 ناراحت میشدی و آزار میدیدی

گمان می کردم که ذوق میکنی

اما تو می خواستی وحشی و آزاد باشی

اما حال میبینی؟

که در کنار هم نیستیم

من رهایت کردم

نه به خاطر خویش

به خاطر رضای تو

تو دوست داشتی  که مانند  حال باشی

بر سبزه زار بر باد بتازی

بدون هیچ نا خوشی

بدون نگرانی

با هدف های نا مشخصی

تو شبیه اسبی هستی سر کش

بر کنار دریای وحشی جولون اندازی کنی

خون بر رگانت همچو رودها باشد

آبشاری بر قلب ببارد

حال با هم نوعانت هستی

این گونه تو در میان وحشی گری ذاتیت

زیبا تر و زیبا تر و خوشنودتری

شاد تر و شاد تر و لذت بخش تر

به خود می گویم این طبیعت توست

اما تو چه زود مرا فراموش کردی

اما من نمی توانم

میبینی؟

چگونه آزاد و رهایی

اما نیازی به فرار نبود

کافی بود بیان میکردی

میگفتی که می خواهم بروم

آن گونه باز گاه گاه همدیگر را می دیدیم

همچون دوست

اما حالا کمین می گیرم

از دور می نگرمت

 به یاد گذشته ها می افتم

هق هق بغضم گلویم را می شکند

گریان می شوم

اما تو مرا از یاد بردی

اما تو به آرزوی دیرینت رسیدی

ستیز با موجهای وحشی

پرتاب لگد هایت به موج ها

گاهی به شن زار ها  می خورد

گاهی موج را می شکند

 اما وقتی به تخت سنگ ها می خورد

دلم آتش و خون می شود

قدمی هراسان به سمتت می گذارم

اما مکث مینکم و بعد به جایم بر می گردم

اما تو حسی در ضربه های خود نداری

من جای تو دردش را می کشم

تو حال رهایی برای آزادی

 

(روزبه نجف پور)