دو روی سکه / سنبل عاشقان
این محفل درد و عذاب را تا ابد خواهند داشت
دو روی سکه
مرا باور نکن
زیرا من خیالیم
بگذار من تو را باور کنم
زیرا تو با منی
بگذار من عاشقت باشم
خورشید من
درست است که عشق می پراکنی
اما من ماهم و از تو پر می شوم
من شبم و تو روز
پس تو برو
و مرا بگذار پشت هسار فراموشی
تو زیبا هستی و پاک
و من زشت و گناهکار
من تو را مدام زمزمه خواهم کرد
من مدام تو را خواهم نگریست
اما تو برنگرد و پشت کن برای ابد به این هسار
عاشق شو و برو
زیرا ما دو روی سکه هستیم
زیرا من تو را خوشنود نخواهم کرد
من از غم سرشارم و یک طلسم بد
و بازوانم سست تر از به آغوش کسیدن توست
نمی خواهم آن عشق و بهشت را
اگر بعدها سو ضن تو باشم
برو که این پایان درد توست
و آغاز غم من
"روزبه نجف پور"
این هم برای سنبلان عاشقان و شهیدان عشق
سنبل عاشقان
می خواهید سنگ سارم کنید؟
چه زیبا تر از ضن عشق؟
می خواهید شکنجم کنید؟
چه زیبا تر از غم عشق؟
می خواهید زندانیم کنید؟
چه زیبا تر از زندان عشق؟
به خیال خود مرا سزای گناه می دهید؟
اما مرا از فصل نیازم هر چه خواهم دهید
خواهم کوشه ای کپم مرا سلول انفرادی دادید
خواهم از درد عشقم بمیرم مرا مرگ دادید
این عبرت نبود برای عابران
سنبلی شدم برای عاشقان
این منم عابران. یک شهید عشق
شهدی برای عاشقان. سر مشق عشق
"روزبه نجف پور"
میدونی؟