جشن تنهایی
تنهایی را می دانم و می شناسم
گله نمی کنم...
با تنهایی ام زندگی میکنم
خوشحالم. تنهایی را دوست دارم
گر چه در زمان تنها نیستم...
اما... آن کس که مرا می شناسد تنهایم می کند
در دل خود می گریم
تنها ترم نکنید...
با خود میخندم.میگریم.می دوم...
حرف هایی که در نبودم می زنید عذابم می دهد.
من می دانم ... می دانم که چه گفتی ... من می دانم ...
زمستان را دوست دارم ...
در زمستان ار کوچه های خلوت رد می شوم ...
کسی مرا نمی بیند . نمیفهمد ...
در چشمانتان خواندم ... حرف هایی که در نبودم زدید ...
مرا نبینید ... مرا نشنوید ... از این که هستم تنها ترم نکنید ...
تنهایم بگزارید تا از این که هستم ... تنها تر نشوم .
بگزارید تنهایی ام را جشن بگیرم ...
"مبهم"
----------------------------------------------------------------------------------
استعداد در فضای آرام رشد می کند و شخصیت در جریان کامل زندگی "گوته"
میدونی؟