زندگی چیست؟
همچنان از دوک خارج می شود
کی به انتهای این نخ می رسیم؟
یا این نخ پاره می شود؟
نمیدانم
من لنگر انداختم بر این آب همه آبی
ساکنی قلتان بر آبها
باران و طوفان می آید
و در آخر آفتابی
زندگی چیست؟
جز کوره راهی از پندار خویش؟
اندیشه و عقاید سازنده دنیای کنونی
یعنی قدم ها بر اساس فرضیه و نظریه
اهداف و ارزشها مشخص
خودمحورانه به سوی خود سازی
و تصوری از بند قانون شماره
ادیان و قانون و هدف ها و ارزش ها
چه چیز مرا راضی می کند؟
شما که بر جریان رود می روید
من خود را بر گستره پهناور
این ناباوری های خویش گم کرده ام
انگار جای من اینجا نیست
نه
مگر می شود راضی بود
از این همه پوچی دنیای ما
نه هیجانی دارد
نه خرسندی
احساس تنهایی می کنم
به قدری که انگار از دنیا
فقط یه اتاق سیاه و تاریک
به بطالت گذراندن وقتم
و خیره به تیرگی
برای من است و کافی به نظر می رسد
زیرا نه این دنیا مرا درک می کند
و نه خود. خویش را
انتظار
انتظار و تنهایی
تیرگی
تیرگی و بهت
انگاری جای من اینجا نیست
میان این همه کس
که برایم هیچ کس نیستند
در این کوره راه هستی
هدف ها و ارزش ها پوچ نیستند؟
همه در این دنیا گم شدند
بی آنکه بدانند زمان می گذرد
زندگی چیست؟
>>روزبه نجف پور<<
میدونی؟